نثر · شماره 81
شاید ، ولی د ر هر صورت چشمهای گیرنده او کار خودش را کرد و حال داش آکل را دگرگون نمود ، او سر را
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 78
بعد همینطور که سرش را بر گردانید ، از لای پرده دیگر دختری را با چهره برافروخته و چشم های گیرنده
# - 79
سیاه دید . یکدقیقه نکشید که در چشمهای یکدیگر نگاه کردند ، ولی آن دختر مثل اینکه خجالت کشید ، پرده را
# - 80
انداخت و عقب رفت . آیا این دختر خوشگل بود ؟
# - 81
شاید ، ولی د ر هر صورت چشمهای گیرنده او کار خودش را کرد و حال داش آکل را دگرگون نمود ، او سر را
انتخابشده - 82
پائین انداخت و سرخ شد .
# - 83
این دختر مرجان ، دختر حاجی صمد بود که از کنجکاوی آمده بود داش سرشناش شهر و قیم خودشان را
# - 84
ببیند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 81 از «داش آکل» است.