کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 186

" مزه لوطی خاک است ! "

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 183

    زردنبوی کثیفی بود ، با شکم بالا آمده و دهان باز و مفی که روی لب ش آویزان بود ، بداش آکل نگاه می کرد ،

    #
  2. 184

    داش آکل انگشتش را زد زیر در نمکدانی که در طاقچه حیاط بود و در دهنش گذاشت .

    #
  3. 185

    ملا اسحق جلو آمد، روی دوش داش آکل زد و سر زبانی گفت :

    #
  4. 186

    " مزه لوطی خاک است ! "

    انتخاب‌شده
  5. 187

    بعد دست کرد زیر پارچه لباس او و گفت :

    #
  6. 188

    " این چیه که پوشیدی ؟ این ارخلق حالا ور افتاده . هر وقت نخواستی من خوب میخرم . "

    #
  7. 189

    داش آکل لبخند افسرده ای زد ، از جیبش پولی در آورد ، کف دست او گذاشت و از خانه بیرون آمد . تنگ

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 186 از «داش آکل» است.