کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 223

داش آکل با لبخند گفت :

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 220

    " حالا یک لوطی میخواهم که این قمه را از زمین بیرون بیاورد ! "

    #
  2. 221

    کاکا رستم ناگهان باو حمله کرد ، ولی داش آکل چنان ب ه مچ دست او زد که قمه از دستش پرید . از صدای

    #
  3. 222

    آنها دسته ای گذرنده بتماشا ایستادند ، ولی کسی جرات پیش آمدن یا میانجیگری را نداشت .

    #
  4. 223

    داش آکل با لبخند گفت :

    انتخاب‌شده
  5. 224

    " برو، برو بردار ، اما بشرط اینکه این د فعه غرس تر نگهداری، چون امشب میخواهم خرده حسابهایمانرا پاک

    #
  6. 225

    بکنم !"

    #
  7. 226

    کاکا رستم با مشت های گره کرده جلو آمد، و هر دو بهم گلاویز شدند . تا نیمساعت روی زمین میغلطیدند،

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 223 از «داش آکل» است.