نثر · شماره 188
انداختن و خود آرائیش کاملا بی اراده و از روی قوه کوری بود که با محیط و طرز محیط او وفق میداد . او حقیقتا
شاعرصادق هدایتاثردون ژوان کرج
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 185
«.. هفتا جوون جنایتکارو لب چشمه میبره و تشنه بر میگردونه
# - 186
دن ژوان نسبت به قضایائی که مربوط به او میشد ، کیکش نمیگزید و کاملا برایش طبیعی بود . من فهمیدم که
# - 187
حرفهای بی سر وته، اداهای تازه به دوران رسیده ، اطوارش ، دروغهای لوس و تملقهای بیجائی که میگفت ، قرت
# - 188
انداختن و خود آرائیش کاملا بی اراده و از روی قوه کوری بود که با محیط و طرز محیط او وفق میداد . او حقیقتا
انتخابشده - 189
یک دن ژوان محیط خودش بود بی آنکه خودش بداند.
# - 190
صبح در اتاقم را زدند ، در را باز کردم ، خانم حسن چمدان بدست وارد شد و گفت :
# - 191
الآن. من میرم قزوین پیش خواهرم ._ هیچ میدونین که حسن شبونه رفت ؟ من اومدم از شما خداحافظی _»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 188 از «دون ژوان کرج» است.