نثر · شماره 190
صبح در اتاقم را زدند ، در را باز کردم ، خانم حسن چمدان بدست وارد شد و گفت :
شاعرصادق هدایتاثردون ژوان کرج
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 187
حرفهای بی سر وته، اداهای تازه به دوران رسیده ، اطوارش ، دروغهای لوس و تملقهای بیجائی که میگفت ، قرت
# - 188
انداختن و خود آرائیش کاملا بی اراده و از روی قوه کوری بود که با محیط و طرز محیط او وفق میداد . او حقیقتا
# - 189
یک دن ژوان محیط خودش بود بی آنکه خودش بداند.
# - 190
صبح در اتاقم را زدند ، در را باز کردم ، خانم حسن چمدان بدست وارد شد و گفت :
انتخابشده - 191
الآن. من میرم قزوین پیش خواهرم ._ هیچ میدونین که حسن شبونه رفت ؟ من اومدم از شما خداحافظی _»
# - 192
«. بکنم
# - 193
«. خیلی متاسفم ! ولی صبر بکنین با هم میریم حسنو پیدا می کنیم _»
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 190 از «دون ژوان کرج» است.