نثر · شماره 193
«. خیلی متاسفم ! ولی صبر بکنین با هم میریم حسنو پیدا می کنیم _»
شاعرصادق هدایتاثردون ژوان کرج
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 190
صبح در اتاقم را زدند ، در را باز کردم ، خانم حسن چمدان بدست وارد شد و گفت :
# - 191
الآن. من میرم قزوین پیش خواهرم ._ هیچ میدونین که حسن شبونه رفت ؟ من اومدم از شما خداحافظی _»
# - 192
«. بکنم
# - 193
«. خیلی متاسفم ! ولی صبر بکنین با هم میریم حسنو پیدا می کنیم _»
انتخابشده - 194
هرگز، من دیگه حاضر نیسم توی روی حسن نگاه بکنم . مرده شور ترکیبش رو ببرن ! میرم پیش خواهرم . _»
# - 195
«! اون منو گول زد، آورد اینجا ، بعد شبونه فرار میکنه
# - 196
بی آنکه منتظر جواب من بشود از اطاق بیرون رفت . پنج دقیقه بعد، دن ژوان با چمدانی که گویا فقط محتوی یک
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 193 از «دون ژوان کرج» است.