نثر · شماره 2
چه سرمای بی پیری! بااین که پالتوم را رو پام انداختم، انگار نه انگار. تو کوچه، چه سوز بدی
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
۱مهدی زاغی
# - 2
چه سرمای بی پیری! بااین که پالتوم را رو پام انداختم، انگار نه انگار. تو کوچه، چه سوز بدی
انتخابشده - 3
می آمد! - اما از دیشب سرد تر نیست. از شیشه شکسته بود یا از لای درز که سرما تو
# - 4
جلو «! از سرما سخلو کردم »: می زد؟ - بوی بخاری نفتی بدتر بود. عباس غرولندش بلند شد
# - 5
پنجره حر فها را پخش می کرد. نه، غمی ندارم! به درک که ولش کردم: - اتاق دود زده،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 2 از «فردا» است.