نثر · شماره 4
جلو «! از سرما سخلو کردم »: می زد؟ - بوی بخاری نفتی بدتر بود. عباس غرولندش بلند شد
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
۱مهدی زاغی
# - 2
چه سرمای بی پیری! بااین که پالتوم را رو پام انداختم، انگار نه انگار. تو کوچه، چه سوز بدی
# - 3
می آمد! - اما از دیشب سرد تر نیست. از شیشه شکسته بود یا از لای درز که سرما تو
# - 4
جلو «! از سرما سخلو کردم »: می زد؟ - بوی بخاری نفتی بدتر بود. عباس غرولندش بلند شد
انتخابشده - 5
پنجره حر فها را پخش می کرد. نه، غمی ندارم! به درک که ولش کردم: - اتاق دود زده،
# - 6
قمپز اصغر، سیاهی که به دس توپل آدم م یچسبه، دوب ههم زنی، پرچانگی و لو سبازی بچه ها،
# - 7
رخت خواب سرد - هرجا که برم، این ها هم دنبالم می آید. نه چیزی را ،« حق دوست » کبابی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 4 از «فردا» است.