نثر · شماره 3
می آمد! - اما از دیشب سرد تر نیست. از شیشه شکسته بود یا از لای درز که سرما تو
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
۱مهدی زاغی
# - 2
چه سرمای بی پیری! بااین که پالتوم را رو پام انداختم، انگار نه انگار. تو کوچه، چه سوز بدی
# - 3
می آمد! - اما از دیشب سرد تر نیست. از شیشه شکسته بود یا از لای درز که سرما تو
انتخابشده - 4
جلو «! از سرما سخلو کردم »: می زد؟ - بوی بخاری نفتی بدتر بود. عباس غرولندش بلند شد
# - 5
پنجره حر فها را پخش می کرد. نه، غمی ندارم! به درک که ولش کردم: - اتاق دود زده،
# - 6
قمپز اصغر، سیاهی که به دس توپل آدم م یچسبه، دوب ههم زنی، پرچانگی و لو سبازی بچه ها،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 3 از «فردا» است.