کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 77

گمون نمی کردم که کارش را ای نقدر دوست داشته باشه. بچه ساد های است: می دونه که

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
اثرفردا
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 74

    بهترمی خوابیدم. غلام امشب نیامد. من که با همه بچ هها خداحافظی کرده بودم. اما نمی دو

    #
  2. 75

    نستند که دیگه روز شنبه سرکار نم یرم. می خواستم همین را به غلام بگم. امروز صبح چه

    #
  3. 76

    نگاه تند و نیم رخ رنگ پریده ای داشت! چراغ، جلو گارسه وایساده بود شبیخون زده بود،

    #
  4. 77

    گمون نمی کردم که کارش را ای نقدر دوست داشته باشه. بچه ساد های است: می دونه که

    انتخاب‌شده
  5. 78

    هست، چون درست نمی دونه که هست یا نیست. اون نمی تونه چیزی رو فراموش بکنه تا

    #
  6. 79

    خوابش ببره. غلام هیچ وقت به فکرش نمی یاد که کارش را ول بکنه یا قمار بزنه. مثل ماشین

    #
  7. 80

    رو پاهاش لنگر ورمی داره و حروف را تو ورسات می چینه. چه عادتی داره که یا ب یخود

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 77 از «فردا» است.