نثر · شماره 120
می کرد. یک مرتبه بی هوش شد و زمین خورد. احمق روزه گرفته بود. دلش ازنا رفت. بعد
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 117
روی احتیاط - برای برخورد به آدم ناباب - تو دست فشار داد. فقط یک رفیق حسابی گیرم
# - 118
آمد، اونم هوشنگ بود. با هم که بودیم، احتیاج به حرف زدن نداشتیم. درد هم دیگر را
# - 119
بغل دست من کار « بهار دانش » می فهمیدیم. حالا تو آسایش گاه مسلولین خوابیده. تو مطبعه
# - 120
می کرد. یک مرتبه بی هوش شد و زمین خورد. احمق روزه گرفته بود. دلش ازنا رفت. بعد
انتخابشده - 121
هم خون قی کرد، از اون جا شروع شد. چه قدر پول دوا و درمان داد، چ هقدر بی کاری کشید و
# - 122
با چه قدر دوندگی آخر تو آسایشگاه راهش دادند! مادرش این مایه را برای هوشنگ گرفت
# - 123
تا به یک تیر دو نشان بزنه: هم ثواب، هم صرف هجویی خوراک. این زندگی را مشتر یهای
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 120 از «فردا» است.