نثر · شماره 259
در حق من تمام کرد. انگشتم که خون می ش س ی زد . بعد منو آورد تا دم خانه
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 256
روی عباس نگاه کنم... چه کثیف! همه اش قی کرده بودم... آه چه بده!... خوب، کاه از خودت
# - 257
و گیلاس را سرمی کشیدم. « به سلامتی گشت » نیست، کاهدون که از خودته! هی می گفتم
# - 258
اختیار از دستم در رفته بود. این سفر باید هوای خودم را داشته باشم. عباس مهمان نوازی را
# - 259
در حق من تمام کرد. انگشتم که خون می ش س ی زد . بعد منو آورد تا دم خانه
انتخابشده - 260
رساند. اما جوان با استعدادیه، چه خوب ویلون می زنه! خواست برام ویلون بزنه، من جلوش
# - 261
نه، نه، رفیقمان کشته شده، ویلونت را کنار بگذار. به احترام اون هم که شده نباید چندوقت ویلون بزنی. چون ما هم همان عزا داریم
# - 262
اگه ویلون می زد من گریه می کردم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 259 از «فردا» است.