کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 41

یادگار های گذشت ه او جلوش زنده میشد و او را میدید : با سبیلهای بور ، چشمهای زاغ که از هم فاصله داشت ،

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 38

    بکلی مبهوت مانده بود و هیچ تکلیف خودش را نمی دانست و گاهی حالت دیوانگی باو دست میداد ، هرچه

    #
  2. 39

    کوشش میکرد نمیتوانست فراموش بکند ، دوستی آنها در توی مدرسه شروع شده بود و زندگی آنها تقریبا " بهم

    #
  3. 40

    آمیخته بود . در غم و شادی یکدیگر شریک بودند و هر لحظه که بر میگشت و عکس بهرام را نگاه میکرد تمام

    #
  4. 41

    یادگار های گذشت ه او جلوش زنده میشد و او را میدید : با سبیلهای بور ، چشمهای زاغ که از هم فاصله داشت ،

    انتخاب‌شده
  5. 42

    دهن کوچک ، چانه باریک، خنده بلند و سینه صاف کردن او همه جلو چشمش بود ، نمیتوانست باور بکند که او

    #
  6. 43

    مرده، آنهم آنقدر ناگهانی _ ! چه جانفشانیها که بهرام در باره او نکرد ، در مدت سه سال که ب ه ماموریت رفته

    #
  7. 44

    بود و بهرام سرپرستی خانه او را می کرد بقول بدری زنش " نگذاشت آب تو دل اهل خانه تکان بخورد . "

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 41 از «گرداب» است.