کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 46

اطاق دور هم گرد میآمدند ، تخته نرد بازی میکردند و ساعتها میگذشت بدون آنکه گذشتن آنرا حس بکنند . ولی

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 43

    مرده، آنهم آنقدر ناگهانی _ ! چه جانفشانیها که بهرام در باره او نکرد ، در مدت سه سال که ب ه ماموریت رفته

    #
  2. 44

    بود و بهرام سرپرستی خانه او را می کرد بقول بدری زنش " نگذاشت آب تو دل اهل خانه تکان بخورد . "

    #
  3. 45

    اکنون همایون بار زندگی را حس میکرد و افسوس روزهای گذشته را میخورد که آنقدر خودمانی در همین

    #
  4. 46

    اطاق دور هم گرد میآمدند ، تخته نرد بازی میکردند و ساعتها میگذشت بدون آنکه گذشتن آنرا حس بکنند . ولی

    انتخاب‌شده
  5. 47

    چیزیکه بیشتر از همه او را شکنجه مینمود این فکر بود : "با اینکه آنها آنقدر یکدل و یکرنگ بودند و هیچ چیز را از

    #
  6. 48

    یکدیگر پنهان نمیکردند ، چطور شد که بهرام ازین تصمیم خود کشی با او مشورت نکرد ؟ چه علتی داشته ؟

    #
  7. 49

    دیوانه شده یا سر خانوادگی در میان بوده ؟ "همین را پی در پی از خودش میپرسید . آخر مثل اینکه فکری ب ه

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 46 از «گرداب» است.