نثر · شماره 75
عوض شده، حالت چشمها و صدایش تغییر کرده . صبح زود که ب ه اداره میرود، هنوز او خواب است . پای
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 72
او باید بمیرد و این سید خانم هفهفوی نود ساله باید زنده باشد، که امروز توی برف و سرما از پا چنار عصا
# - 73
زنان آمده بود ، سراغ خانه بهرام را میگرفت تا برود از حلوای مرده بخورد . این مصلحت خداست ، بنظر زنش
# - 74
طبیعی است و زن او بدری هم یکروز ب ه شکل همین سید خانم در میآید . از حالا هم بدون بزک ریختش خیلی
# - 75
عوض شده، حالت چشمها و صدایش تغییر کرده . صبح زود که ب ه اداره میرود، هنوز او خواب است . پای
انتخابشده - 76
چشمهایش چین خورده و تازگی خودش را از دست داده . لابد زنش هم همین احساس را نسبت باو می کند ، که
# - 77
میداند ؟ آیا خود او هم تغییری نکرده ، آیا همان همایون مهربان فرمانبردار و خوشگل سابق است ؟ آیا زنش را
# - 78
فریب نداده ؟ اما چرا این افکار برای او پیدا شده بود ؟ آیا در اثر بیخوابی بود و یا از یاد بود دردناک دوستش ؟
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 75 از «گرداب» است.