کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 101

هایش سرخ شد ، نگاه شررباری به بدری انداخت و گفت :

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 98

    جان در یک قالب بود و آنقدر بهم اطمینان داشتند ؟ زنش سالها با او را ه داشته بی آنکه او بداند و در تمام این

    #
  2. 99

    مدت او را گول زده ، مسخره کرده و حالا هم این وصیت نامه ، این دشنام پس از مرگ را برایش فرستاده . نه ،

    #
  3. 100

    او نمیتوانست همه اینها را بخودش هم وار بکند . این افکار مانند برق از جلوش گذشت ، سرش درد گرفت ، گونه

    #
  4. 101

    هایش سرخ شد ، نگاه شررباری به بدری انداخت و گفت :

    انتخاب‌شده
  5. 102

    " تو چه می گوئی ، هان ، چرا بهرام اینکار را کرده ، مگر خواهر و برادر نداشت ؟ " .

    #
  6. 103

    " از بسکه دور از حالا این بچه را دوست داشت . بندر گز که بودی هما سرخک گرفت ، ده شبانروز این مرد

    #
  7. 104

    پای بالین این بچه پرستاری میکرد . خدا بیامرزدش ! " .

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 101 از «گرداب» است.