نثر · شماره 211
خرید، با وجود اصرار صاحب گاراژ چون چمدانهایش را نبسته بود عوض اینکه غروب همانروز برود قرار
شاعرصادق هدایتاثرگرداب
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 208
یکی یکی بچه ها را برانداز میکرد ولی دخترش هما را مابین آنها نمیدید ، تا اینکه درخواست ماموریت او قبول شد
# - 209
و به او پیشنهاد کردند که برود در گمرک کرمانشاه .
# - 210
روز پیش از حرکت همایون همه کارهایش را رو براه کرد ، حتی د ر گاراژ اتومبیل را دید و قطع کرد و بلیت
# - 211
خرید، با وجود اصرار صاحب گاراژ چون چمدانهایش را نبسته بود عوض اینکه غروب همانروز برود قرار
انتخابشده - 212
گذاشت فردا صبح به کرمانشاه حرکت بکند.
# - 213
وارد خانه اش که شد یکسر رفت باطاق سر دستی خودش که میز تحریرش آنجا بود . اطاق شوریده ریخته
# - 214
و پاشیده ، خاکستر سرد در پیش بخاری ریخته بود . پارچه بنفش خامه دوزی و پاکت بهرام را که وصیت نامچه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 211 از «گرداب» است.