نثر · شماره 219
زنت را دوست داشتم . چهار سال بود که با خودم میجنگیدم ، آخرش غلبه کردم و دیوی که در من بیدار شده
شاعرصادق هدایتاثرگرداب
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 216
که آنروز از شدت تعجیل ملتفت آن نشده بود . بعد از آنکه تکه ها را روی میز بغل هم گذاشت اینطور خواند :
# - 217
" لابد این کاغذ بعد از مرگم بتو خواهد رسید . میدانم که از این تصمیم ناگهانی من تعجب خواهی کرد ، چون
# - 218
هیچ کاری را بدون مشورت با تو نمی کردم ، ولی برای اینکه سری در میان ما نباشد اقرار میکنم که م ن بدری
# - 219
زنت را دوست داشتم . چهار سال بود که با خودم میجنگیدم ، آخرش غلبه کردم و دیوی که در من بیدار شده
انتخابشده - 220
بود کشتم ، برای اینکه به تو خیانت نکرده باشم . پیشکش ناقابلی به هما خانم میکنم که امیدوارم قبول شود ! -
# - 221
قربان تو بهرام - "
# - 222
همایون مدتی مات دور اطاق نگاه کرد .حالا دیگر او شک نداشت که هما بچه خودش است . آیا میتوانست
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 219 از «گرداب» است.