نثر · شماره 222
همایون مدتی مات دور اطاق نگاه کرد .حالا دیگر او شک نداشت که هما بچه خودش است . آیا میتوانست
شاعرصادق هدایتاثرگرداب
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 219
زنت را دوست داشتم . چهار سال بود که با خودم میجنگیدم ، آخرش غلبه کردم و دیوی که در من بیدار شده
# - 220
بود کشتم ، برای اینکه به تو خیانت نکرده باشم . پیشکش ناقابلی به هما خانم میکنم که امیدوارم قبول شود ! -
# - 221
قربان تو بهرام - "
# - 222
همایون مدتی مات دور اطاق نگاه کرد .حالا دیگر او شک نداشت که هما بچه خودش است . آیا میتوانست
انتخابشده - 223
برود بدون اینکه هما را ببیند ؟ کاغذ را دوباره و سه باره خواند ، در ج یبش فرو کرد و از خانه بیرون رفت . سر
# - 224
راه در مغازه اسباب بازی وارد شد و بی تامل عروسک بزرگی که صورت سرخ و چشمهای آبی داشت خرید و
# - 225
به سوی خانه پدر زنش رفت ، آنجا که رسید در زد . مشدی علی نوکرشان همایون را که دید با چشمهای اشک
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 222 از «گرداب» است.