نثر · شماره 226
آلود گفت :
شاعرصادق هدایتاثرگرداب
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 223
برود بدون اینکه هما را ببیند ؟ کاغذ را دوباره و سه باره خواند ، در ج یبش فرو کرد و از خانه بیرون رفت . سر
# - 224
راه در مغازه اسباب بازی وارد شد و بی تامل عروسک بزرگی که صورت سرخ و چشمهای آبی داشت خرید و
# - 225
به سوی خانه پدر زنش رفت ، آنجا که رسید در زد . مشدی علی نوکرشان همایون را که دید با چشمهای اشک
# - 226
آلود گفت :
انتخابشده - 227
" آقا ، چه خاکی بسرم شد ؟ هما خانم ! "
# - 228
" چه شده ؟ "
# - 229
" آقا ، نمیدانید ، هما خانم از دوری شما چه بی تابی میکرد .هر روز من میبردمش مدرسه ، روز یکشنبه بود
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 226 از «گرداب» است.