نثر · شماره 227
" آقا ، چه خاکی بسرم شد ؟ هما خانم ! "
شاعرصادق هدایتاثرگرداب
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 224
راه در مغازه اسباب بازی وارد شد و بی تامل عروسک بزرگی که صورت سرخ و چشمهای آبی داشت خرید و
# - 225
به سوی خانه پدر زنش رفت ، آنجا که رسید در زد . مشدی علی نوکرشان همایون را که دید با چشمهای اشک
# - 226
آلود گفت :
# - 227
" آقا ، چه خاکی بسرم شد ؟ هما خانم ! "
انتخابشده - 228
" چه شده ؟ "
# - 229
" آقا ، نمیدانید ، هما خانم از دوری شما چه بی تابی میکرد .هر روز من میبردمش مدرسه ، روز یکشنبه بود
# - 230
. تا حال پنج روز میشود که عصرش از مدرسه فرار کرد . گفته بود میروم آقا جانم را ببینم . ما آنقدر دستپاچه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 227 از «گرداب» است.