کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 116

رفت. تنگ غروب بشهر بزرگی رسید، دید آنجا هیاهو و غوغای غریبی است، تو دلش ذوق کرد و رفت کنار

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 113

    بعد غارغار کردند و پریدند. «! اینایی رو که می بینی باین درخت دار زدن میخواسن گوش مردمو معالجه بکنن

    #
  2. 114

    حسینی که چشمش را باز کرد دید بدرخت دو نفر آدم دار زده اند . از ترسش پاشد بفرار . سر راه یک بزغاله گیر

    #
  3. 115

    آورد که از گله عقب مانده بود . گرفت سرش را برید و شکنبه اش را در آورد بسرش کشید و راهش را گز ک رد و

    #
  4. 116

    رفت. تنگ غروب بشهر بزرگی رسید، دید آنجا هیاهو و غوغای غریبی است، تو دلش ذوق کرد و رفت کنار

    انتخاب‌شده
  5. 117

    شهری توی یک خرابه ایستاد . یک مرتبه دید یک باز شکاری که روی آسمان اوج گرفته بود پائین آمد و روی سر

    #
  6. 118

    او نشست و کله اش را توی چنگال گرفت.

    #
  7. 119

    مردم بطرفش هجوم آوردند و ه ورا کشیدند و سر دست بلندش کردند اما همینکه فهمیدند خارجی است، او را

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 116 از «آب زندگی» است.