نثر · شماره 183
میرزا حسینعلی خواست چیزی بگوید، ولی در همین وقت صدای داد و غوغا بلند شد و گرب های میان اطاق پرید که
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 180
« ! بفرمائید جلو، یکشب را هم با فقرا شام بخورید »
# - 181
« _ نه، خیلی متشکرم_ ببخشید اگر اسباب زحمت شدم. ازین نزدیکی می گذشتم فقط آمدم »
# - 182
« . خیر، چه فرمایشاتی. خانه متعلق بخودتان است »
# - 183
میرزا حسینعلی خواست چیزی بگوید، ولی در همین وقت صدای داد و غوغا بلند شد و گرب های میان اطاق پرید که
انتخابشده - 184
یک کباب پخته بدهنش گرفته بود و زنی دنبال آن پیشت پیشت می کرد. میرزا حسینعلی دید که شیخ ابوالفضل
# - 185
یکمرتبه عبایش را انداخت، با پیراهن و زیرشلواری دست کرد چماقی را از گوشه اط اق برداشت مانند دیوانه ها
# - 186
دنبال گربه دوید . میرزا حسینعلی ازین پیش آمد حرفش را فراموش کرد و بجای خودش خشکش زده بود . تا اینکه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 183 از «مردی که نفسش کشت» است.