نثر · شماره 247
« . بفرمائید »
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 244
میزد و مرد لاغری پهلویش ویلن میزد . مشتریها مست از روسی و قفقازی با شکل های عجیب و غریب دور میزها
# - 245
نشسته بودند. درین بین زن نسبتا خوشگلی که لهجه خارجی داشت جلو میز او آمد و با لبخند گفت:
# - 246
« ؟ عزیزم، بمن یک گیلاس شراب نمیدهی »
# - 247
« . بفرمائید »
انتخابشده - 248
آن زن بدون تامل پیشخدمت را صدا زد و اسم شرابی که او نشنیده بود دستور داد . پیشخدمت بتری شراب را با
# - 249
دو گیلاس روبروی آنها گذاشت، آن زن ریخت و باو تعارف کرد . میرزا حسینعلی با اکراه گیلاس اول را سر
# - 250
کشید، تنش گرم شد، افکارش بهم آمیخته شد . آن زن گیلاسی پشت گیلاس باو شراب مینوشاند . ناله سوزناکی از
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 247 از «مردی که نفسش کشت» است.