نثر · شماره 50
نبود.
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 47
عطر جادویی آن زمان را گم آرده بودند ، درختهای سرو بیشتر فاصله پیدا آرده بودند ، تپه ها خشکتر شده
# - 48
بودند موجودی آه آن وقت بودم دیگر وجود نداشت و اگر حاضرش میکردم و با او حرف میزدم ، نمیشنید و
# - 49
مطالب مرا نمیفهمید. صورت یکنفر آدمی را داشت آه سابق بر این با او آشنا بوده ام ولی از من و جزو من
# - 50
نبود.
انتخابشده - 51
دنیا به نظرم یک خانه ی خالی و غم انگیز آمد و در سینه ام اضطرابی دوران میزد مثل اینکه حالا مجبور بودم
# - 52
با پای برهنه همه ی اطاقهای این خانه را سرآشی بکنم از اطاقهای تو در تو میگذشتم ، ولی زمانیکه به اطاق
# - 53
میرسیدم ، درهای پشت سرم خود بخود بسته میشد و فقط سایه های لرزان دیوارهایی « لکاته » آخر در مقابل آن
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 50 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.