نثر · شماره 51
دنیا به نظرم یک خانه ی خالی و غم انگیز آمد و در سینه ام اضطرابی دوران میزد مثل اینکه حالا مجبور بودم
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 48
بودند موجودی آه آن وقت بودم دیگر وجود نداشت و اگر حاضرش میکردم و با او حرف میزدم ، نمیشنید و
# - 49
مطالب مرا نمیفهمید. صورت یکنفر آدمی را داشت آه سابق بر این با او آشنا بوده ام ولی از من و جزو من
# - 50
نبود.
# - 51
دنیا به نظرم یک خانه ی خالی و غم انگیز آمد و در سینه ام اضطرابی دوران میزد مثل اینکه حالا مجبور بودم
انتخابشده - 52
با پای برهنه همه ی اطاقهای این خانه را سرآشی بکنم از اطاقهای تو در تو میگذشتم ، ولی زمانیکه به اطاق
# - 53
میرسیدم ، درهای پشت سرم خود بخود بسته میشد و فقط سایه های لرزان دیوارهایی « لکاته » آخر در مقابل آن
# - 54
آه زاویه ی آنها محو شده بود مانند آنیزان و غلامان سیاه پوست در اطراف من پاسبانی میکردند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 51 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.