نثر · شماره 80
آفتاب زردی بود ، صدای سوزناک نقاره بلند شد. صدای عجز و لابه ای آه همه ی خرافات موروثی و ترس از
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 77
آری جای دو تا دندان زرد آرم خورده آه از لایش آیه های عربی بیرون می آمد روی صورت زنم دیده بودم.
# - 78
همین زن آه مرا به خودش راه نمیداد ، آه مرا تحقیر میکرد ولی با وجود همه ی اینها او را دوست داشتم. با
# - 79
وجود اینکه تاآنون نگذاشته بود یک بار روی لبش را ببوسم!
# - 80
آفتاب زردی بود ، صدای سوزناک نقاره بلند شد. صدای عجز و لابه ای آه همه ی خرافات موروثی و ترس از
انتخابشده - 81
تاریکی را بیدار میکرد. حال بحران ، حالی آه قبلا به دلم اثر آرده بود و منتظرش بودم آمد. حرارت سوزانی
# - 82
سرتاپایم را گرفته بود ، داشتم خفه میشد. رفتم در رختخواب افتادم و چشمهایم را بستم از شدت تب مثل این
# - 83
بود آه همه ی چیزها بزرگ شده و حاشیه پیدا آرده بود. سقف عوض اینکه پایین بیاید بالا رفته بود ، لباسهایم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 80 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.