نثر · شماره 117
_ولی او دوباره برگشت آنقدرها هم آه تصور میکردم سنگدل نبود ، بلند شدم دامنش را بوسیدم و در حالت
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 114
پی بردم ، برتری خودم را به رجاله ها ، به طبیعت ، به خداها حس آردم. خداهایی آه زاییده ی شهوت بشر
# - 115
هستند یک خدا شده بودم ، از خدا هم بزرگتر بودم ؛ چون یک جریان جاودانی و لایتناهی در خودم حس میکردم
# - 116
_
# - 117
_ولی او دوباره برگشت آنقدرها هم آه تصور میکردم سنگدل نبود ، بلند شدم دامنش را بوسیدم و در حالت
انتخابشده - 118
گریه و سرفه به پایش افتادم. صورتم را به ساق پای او میمالیدم و چند بار به اسم اصلیش او را صدا زدم. مثل
# - 119
« ! لکاته _ لکاته » : این بود آه اسم اصلیش صدا و زنگ مخصوصی داشت. اما توی قلبم ؛ در ته قلبم میگفتم
# - 120
گریه ماهیچه های پایش را آه طعم آونه ی خیار میداد ، تلخ و ملایم و گس بود بغل زدم. آنقدر گریه آردم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 117 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.