کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 118

گریه و سرفه به پایش افتادم. صورتم را به ساق پای او میمالیدم و چند بار به اسم اصلیش او را صدا زدم. مثل

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 115

    هستند یک خدا شده بودم ، از خدا هم بزرگتر بودم ؛ چون یک جریان جاودانی و لایتناهی در خودم حس میکردم

    #
  2. 116

    _

    #
  3. 117

    _ولی او دوباره برگشت آنقدرها هم آه تصور میکردم سنگدل نبود ، بلند شدم دامنش را بوسیدم و در حالت

    #
  4. 118

    گریه و سرفه به پایش افتادم. صورتم را به ساق پای او میمالیدم و چند بار به اسم اصلیش او را صدا زدم. مثل

    انتخاب‌شده
  5. 119

    « ! لکاته _ لکاته » : این بود آه اسم اصلیش صدا و زنگ مخصوصی داشت. اما توی قلبم ؛ در ته قلبم میگفتم

    #
  6. 120

    گریه  ماهیچه های پایش را آه طعم آونه ی خیار میداد ، تلخ و ملایم و گس بود بغل زدم. آنقدر گریه آردم

    #
  7. 121

    آردم ، نمیدانم چقدر وقت گذشت همین آه به خودم آمدم دیدم او رفته است. شاید یک لحظه نکشید آه همه ی آیفها

    #