نثر · شماره 173
به ارث برده بود، و از اینقرار املاک پدرش که در سورمک نزدیک گنبد بهرام واقع شده بود به املا ک
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 170
می دیدند ... ابتدا شریف از محسن متنفر شد ، ولی از آنچه رفیقش را سرزنش می کرد ب ه سر خودش آمد .
# - 171
چون در همین اوان مسافرتی ب ه عنوان دیدار خویشانش به آباده کرد . در آنجا اقوامش دور او را گرفتند
# - 172
و وادار شد دختر خاله اش را بگیرد . یعنی با در نظر گرفتن الحاق املاک شریف باملاک عفت که از پدرش
# - 173
به ارث برده بود، و از اینقرار املاک پدرش که در سورمک نزدیک گنبد بهرام واقع شده بود به املا ک
انتخابشده - 174
زنش متصل میشد . اما شریف بهیچوجه کله محاسبه و بر آوردهای اقتصادی را نداشت . بالاخره مراسم
# - 175
عقد با سرعت مخصوصی انجام گرفت . همینکه شریف را با عروس دست بدست دادند و در اطاق تنها
# - 176
ماندند، عفت شروع بخنده کرد، یکجور خنده تمام نشدنی و مسخره آمیز بود که تمام رگهای شریف را خرد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 173 از «بن بست» است.