نثر · شماره 232
بالاخره از ماموریت استعفا داد و به تهران برگشت . چندین بار جویای زن و بچه محسن شد ، ولی اثری
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 229
گیرودار آن شرکت داشت . هر دفعه به ساعت مکب محسن نگاه میکرد وقایع گذشته جلوش نقش می بست
# - 230
. چون دو روز قبل از این پیش آمد، محسن ساعت مکب را باو داده بود که برای مرمت به ساعت ساز
# - 231
بدهد . اتفاقا ساعت در جیب او مانده بود و هنوز هم آنرا مانند چیز مقدسی با خودش داشت . شریف
# - 232
بالاخره از ماموریت استعفا داد و به تهران برگشت . چندین بار جویای زن و بچه محسن شد ، ولی اثری
انتخابشده - 233
از آنها بدست نیاورده و ب ه مرور ایام این خاطرات از نظرش محو شده بود . ام ا ورود ناگهانی مجید
# - 234
تاثیر غریبی در او کرد و زندگی قوی تر و درد ناک تری به این یاد بودها بخشید . حالا همزاد زنده رفیقش
# - 235
از گوشت و استخوان جلو او نشسته بود ! کی میدانست ، شاید خود او بود . چون پیری او را که ندیده بوده.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 232 از «بن بست» است.