نثر · شماره 238
شاید همان چیزی را که زندگی جاودانی میگفتند مبداء خود را از همین تولید مثل گرفته بود . پس از این
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 235
از گوشت و استخوان جلو او نشسته بود ! کی میدانست ، شاید خود او بود . چون پیری او را که ندیده بوده.
# - 236
در همین سن و با هم ین قیافه و اندام رفیقش ناگهان از نظر او ناپدید شد . شریف پی برد که محسن
# - 237
نمرده بود ، بلکه روح او در جسم این جوان حلول کرده بود ، شاید این دلیل و برگه زندگی جاودان بود،
# - 238
شاید همان چیزی را که زندگی جاودانی میگفتند مبداء خود را از همین تولید مثل گرفته بود . پس از این
انتخابشده - 239
قرار محسن نمرده بود ، در صورتیکه او تا ابد میمرد ، چون از خودش بچه نگذاشته بود ! در عین حال
# - 240
شادی عمیقی باو دست داد که بکلی نیست و نابود خواهد شد . عقربک ساعت مکب دقایق او را که بسوی
# - 241
نیستی میرفت میشمرد .
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 238 از «بن بست» است.