نثر · شماره 256
شریف زیر چشمی او را میپائید . در این لحظه او با یاد بودهای ایام جوانیش زندگی میکرد . و جزئیات یاد
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 253
«. پیش من مانده بود
# - 254
مجید ساعت را گرفت . نگاه سر سرکی بآن انداخت . مثل اینکه جانور عجیبی را دیده باشد ، خوشحالی
# - 255
بچه گانه اما گذرنده ی در چشمهایش درخشی د. بعد ساعت را در جیبش گذاشت بی آنکه اظهار تشکر بکند .
# - 256
شریف زیر چشمی او را میپائید . در این لحظه او با یاد بودهای ایام جوانیش زندگی میکرد . و جزئیات یاد
انتخابشده - 257
بودهای دنیای گمشده ای که مانند خواب با پدر مجید گذرانیده بود جلو چشمش مجسم شده بود . از
# - 258
تمام حرکات مجید حتی نان خوردن او انعکاسی از پدرش جستجو میکرد . و مجید که نسخه ثانی پدرش
# - 259
بود کاملا آرزوی شریف را بر می آورد . بعد دست کرد با احتیاط عکسی را از بغلش در آورد بدست مجید
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 256 از «بن بست» است.