نثر · شماره 253
«. پیش من مانده بود
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 250
بود و سیگار میکشید ، که مجید آمد پای چاشت نشست . بعد از سلام و تعارف ، شریف برای اینکه
# - 251
موضوع صحبتی پیدا بکند ، از او پرسید که ساعت دارد یا نه . پس از جواب منفی مجید ، شریف دست
# - 252
این امانتی است که از پدرتان »: کرد ساعت مکب ی که یک بار به پدرش بخشیده بود ، در آورد و گفت
# - 253
«. پیش من مانده بود
انتخابشده - 254
مجید ساعت را گرفت . نگاه سر سرکی بآن انداخت . مثل اینکه جانور عجیبی را دیده باشد ، خوشحالی
# - 255
بچه گانه اما گذرنده ی در چشمهایش درخشی د. بعد ساعت را در جیبش گذاشت بی آنکه اظهار تشکر بکند .
# - 256
شریف زیر چشمی او را میپائید . در این لحظه او با یاد بودهای ایام جوانیش زندگی میکرد . و جزئیات یاد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 253 از «بن بست» است.