نثر · شماره 263
نگاه گیجی بصورت شریف کرد ، انگاری تا این موقع ملتفت طاسی سر شریف نشده بود شریف عکس
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 260
داد و گفت : (( این عکس فوری را با مرحوم پدر تان در گاردان پارتی بر داشتم . آنوقت من هنوز حصبه
# - 261
نگرفته بودم که موهای سرم بریزد !))
# - 262
مجید نگاهی از روی بی میلی ب ه عکس انداخت ، گوئی عکس بیگانه ای را دیده است وبزمین گذاشت . بعد
# - 263
نگاه گیجی بصورت شریف کرد ، انگاری تا این موقع ملتفت طاسی سر شریف نشده بود شریف عکس
انتخابشده - 264
را برداشت و بلند شد وبا مجید به اداره رفتند .
# - 265
دو هفته زندگی افسون آمیز شریف بطول انجامید و او با پشتکار خستگی ناپذیر مجید را به ریزه
# - 266
کاریهای اداره و رموز محاسبات آشنا کرد . بهمین علت مجید طرف توجه سایر اعضای اداره شد . در
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 263 از «بن بست» است.