نثر · شماره 289
آمده . . .
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 286
اندازه ای گرفته بود که شریف یکه خورد ، از پشت میز بلند شد و بعجله پرسید : (( مگر چی شده ؟ ))
# - 287
(( آقا . . . آقای مجید خان تو استخر خفه شده . . . من وقتی که ظهر بخانه برگ شتم دیدم در از پشت
# - 288
بسته . . . چند ساعت انتظار کشیدم ، بعد از خانه همسایه وارد شدم ، دیدم نعش آقای مجید روی آب
# - 289
آمده . . .
انتخابشده - 290
شریف آب دهانش را فرو داد . خرخره اش حرکت کرد ودوباره سر جای اولش قرار گرفت . بعد با صدای
# - 291
خفه ای گفت : (( پس . . . دکتر را خبر نکردی؟. ))
# - 292
(( آقا ، کار از کار گذشته ، نعش سرد شده . روی آب آمده بود ، نعش را بردم در ایوان گذاشتم ! . . ))
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 289 از «بن بست» است.