نثر · شماره 39
سخت کشیدم و گفتم :
شاعرصادق هدایتاثرآیینه شکسته
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 36
این جا دل نمی کند ، پای هر معرکه ای میایستاد و من ناچار بودم که بایستم . دو سه بار بازوی او را بزور
# - 37
کشیدم ، او هم خواهی نخواهی با من راه میافتاد تا ا ینکه پای معرکه کسی ایستاد که تیغ ژیلت می فروخت، نطق
# - 38
میکرد و خوبی آنرا عملا نشان میداد ومردم را دعوت ب ه خریدن میکرد . ایندفعه از جا در رفتم ، بازوی او را
# - 39
سخت کشیدم و گفتم :
انتخابشده - 40
" اینکه دیگر مربوط به زنها نیست."
# - 41
ولی او بازویش را کشید و گفت :
# - 42
" خودم میدانم . میخواهم تماشا بکنم ."
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 39 از «آیینه شکسته» است.