نثر · شماره 75
در عمرش کرده بود زیارت سید ملک خاتون بود، هر دفعه که حرف ارنگه بمیان میآمد ربابه یاد آنروز میافتاد که
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 72
آزادی برای خودشان تهیه کنند.
# - 73
هر شب احمد نقشه فرارشان را برای ربابه تکرار میکرد که همیشه یکجور بود، و ربابه با چشمهای ذوق زده فکر
# - 74
و هوش برادرش را تمجید میکرد . خیالات شگفت انگیز در مخیله ساده اش نقش میبست و چون تنها مسافرتی که
# - 75
در عمرش کرده بود زیارت سید ملک خاتون بود، هر دفعه که حرف ارنگه بمیان میآمد ربابه یاد آنروز میافتاد که
انتخابشده - 76
آش رشته بار گذاشته بودند، ننه اش زنده بود و او بسکه دنبال تاجی دختر همسای ه شان دوید زمین خورد و
# - 77
پیشانیش زخم شد . او گمان میکرد ارنگه هم شبیه سید ملک خاتون است و نیز به برادرش وعده میداد که از کار
# - 78
بازوی خودش هیچ دریغ نخواهد کرد و در مخارج کمک او خواهد شد . تاکنون احمد از مزد روزانه اش یازده
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 75 از «چنگال» است.