مصرع دوم · شماره 40
ز زلف شام می ترسم که شب فتنه است و آبستن
شاعرمولویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 37
ز تو ای دیده و دینم هزاران لطف می بینم
# - 38
ولیکن خاطر عاشق بداندیش آمد و بدظن
# - 39
ز چشم روز می ترسم که چشمش سحرها دارد
# - 40
ز زلف شام می ترسم که شب فتنه است و آبستن
انتخابشده - 41
مرا گوید چه می ترسی که کوبد مر تو را محنت
# - 42
که سرمه نور دیده شد چو شد ساییده در هاون
# - 43
همه خوف از وجود آید بر او کم لرز و کم می زن
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 40 از «غزل شماره ۱۸۴۷ - خرامان می روی در دل چراغ افروز جان و تن...» است.