مصرع نخست · شماره 9شب نخوردی به سحر اشکم او پر بودیشاعرمولویاثرچهارمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.6می کشد تا به سحرگاه شما را که صلا#7بر جهنده شده هر خفته ز جذب کرمش#8چون گلستان ز صبا و بچه از ذوق صبا#9شب نخوردی به سحر اشکم او پر بودیانتخابشده10مصطفی را و بگفتی که شدم ضیف رضا#11کرده آماس ز استادن شب پای رسول#12تا قبا چاک زدند از سهرش اهل قبا#دربارهٔ این سطرسطر شماره 9 از «چهارم» است.سطر پیشینچون گلستان ز صبا و بچه از ذوق صبا→سطر بعدیمصطفی را و بگفتی که شدم ضیف رضا←