مصرع نخست · شماره 11کرده آماس ز استادن شب پای رسولشاعرمولویاثرچهارمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.8چون گلستان ز صبا و بچه از ذوق صبا#9شب نخوردی به سحر اشکم او پر بودی#10مصطفی را و بگفتی که شدم ضیف رضا#11کرده آماس ز استادن شب پای رسولانتخابشده12تا قبا چاک زدند از سهرش اهل قبا#13نی که مستقبل و ماضی گنهت مغفورست#14گفت کین جوشش عشق است نه از خوف و رجا#دربارهٔ این سطرسطر شماره 11 از «چهارم» است.سطر پیشینمصطفی را و بگفتی که شدم ضیف رضا→سطر بعدیتا قبا چاک زدند از سهرش اهل قبا←