مصرع دوم · شماره 14گفت کین جوشش عشق است نه از خوف و رجاشاعرمولویاثرچهارمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.11کرده آماس ز استادن شب پای رسول#12تا قبا چاک زدند از سهرش اهل قبا#13نی که مستقبل و ماضی گنهت مغفورست#14گفت کین جوشش عشق است نه از خوف و رجاانتخابشده15باد روحست که این خاک بدن را برداشت#16خاک افتاد به شب چون شد ازو باد جدا#17با ازین خاک به شب نیز نمی دارد دست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 14 از «چهارم» است.سطر پیشیننی که مستقبل و ماضی گنهت مغفورست→سطر بعدیباد روحست که این خاک بدن را برداشت←