مصرع نخست · شماره 13نی که مستقبل و ماضی گنهت مغفورستشاعرمولویاثرچهارمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.10مصطفی را و بگفتی که شدم ضیف رضا#11کرده آماس ز استادن شب پای رسول#12تا قبا چاک زدند از سهرش اهل قبا#13نی که مستقبل و ماضی گنهت مغفورستانتخابشده14گفت کین جوشش عشق است نه از خوف و رجا#15باد روحست که این خاک بدن را برداشت#16خاک افتاد به شب چون شد ازو باد جدا#دربارهٔ این سطرسطر شماره 13 از «چهارم» است.سطر پیشینتا قبا چاک زدند از سهرش اهل قبا→سطر بعدیگفت کین جوشش عشق است نه از خوف و رجا←