مصرع دوم · شماره 10مصطفی را و بگفتی که شدم ضیف رضاشاعرمولویاثرچهارمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.7بر جهنده شده هر خفته ز جذب کرمش#8چون گلستان ز صبا و بچه از ذوق صبا#9شب نخوردی به سحر اشکم او پر بودی#10مصطفی را و بگفتی که شدم ضیف رضاانتخابشده11کرده آماس ز استادن شب پای رسول#12تا قبا چاک زدند از سهرش اهل قبا#13نی که مستقبل و ماضی گنهت مغفورست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 10 از «چهارم» است.سطر پیشینشب نخوردی به سحر اشکم او پر بودی→سطر بعدیکرده آماس ز استادن شب پای رسول←