مصرع نخست · شماره 59علف غم به یقین عالم هستی باشدشاعرمولویاثرپنجمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.56دان که بر خفته و دیوانه قلم نیست برو#57ای غم ار دم دهی از مصلحت آخر کار#58دل پر آتش ما قابل دم نیست برو#59علف غم به یقین عالم هستی باشدانتخابشده60جای آسایش ما جز که عدم نیست برو#61شمس تبریز اگر بی کس و مفرد باشد#62آفتابست ورا خیل و حشم نیست برو#دربارهٔ این سطرسطر شماره 59 از «پنجم» است.سطر پیشیندل پر آتش ما قابل دم نیست برو→سطر بعدیجای آسایش ما جز که عدم نیست برو←