مصرع دوم · شماره 60جای آسایش ما جز که عدم نیست بروشاعرمولویاثرپنجمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.57ای غم ار دم دهی از مصلحت آخر کار#58دل پر آتش ما قابل دم نیست برو#59علف غم به یقین عالم هستی باشد#60جای آسایش ما جز که عدم نیست بروانتخابشده61شمس تبریز اگر بی کس و مفرد باشد#62آفتابست ورا خیل و حشم نیست برو#63شمس تبریز! تو جانی و همه خلق تن اند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 60 از «پنجم» است.سطر پیشینعلف غم به یقین عالم هستی باشد→سطر بعدیشمس تبریز اگر بی کس و مفرد باشد←