مصرع نخست · شماره 67باور نمی کنی بسوی باغ رو ببینشاعرمولویاثرهفتمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.64هردم گشایشیست و گشاینده ناپدید#65بگشای سینه را که صبایی همی رسد#66مرده حیات یابد و زنده شود قدید#67باور نمی کنی بسوی باغ رو ببینانتخابشده68کان خاک جرعه ز شراب صبا چشید#69گر زانکه بر دل تو جفا قفل کرده ست#70نک طبل می زنند که آمد ترا کلید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 67 از «هفتم» است.سطر پیشینمرده حیات یابد و زنده شود قدید→سطر بعدیکان خاک جرعه ز شراب صبا چشید←