مصرع دوم · شماره 38چناران دست بگشاده، که هنگام کنارست آنشاعرمولویاثریازدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.35بکه بر لاله چون مجنون، جگر سوزیده دل پرخون#36ز عشق دلبر موزون، که چون گل خوش عذارست آن#37بخوری می کند ریحان، که هنگام وصال آمد#38چناران دست بگشاده، که هنگام کنارست آنانتخابشده39حقایق جان عشق آمد، که دریا را درآشامد#40که استسقای حق دارد، که تشنه شهریارشت آن#41زهی عشق مظفر فر، کچون آمد قمار اندر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 38 از «یازدهم» است.سطر پیشینبخوری می کند ریحان، که هنگام وصال آمد→سطر بعدیحقایق جان عشق آمد، که دریا را درآشامد←