مصرع دوم · شماره 40که استسقای حق دارد، که تشنه شهریارشت آنشاعرمولویاثریازدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.37بخوری می کند ریحان، که هنگام وصال آمد#38چناران دست بگشاده، که هنگام کنارست آن#39حقایق جان عشق آمد، که دریا را درآشامد#40که استسقای حق دارد، که تشنه شهریارشت آنانتخابشده41زهی عشق مظفر فر، کچون آمد قمار اندر#42دو عالم باخت و جان بر سر، هنوز اندر قمارست آن#43درونش روضه و بستان، بهار سبز بی پایان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 40 از «یازدهم» است.سطر پیشینحقایق جان عشق آمد، که دریا را درآشامد→سطر بعدیزهی عشق مظفر فر، کچون آمد قمار اندر←