مصرع دوم · شماره 40گفتا: « شراب داد مرا یار برنهارشاعرمولویاثرسیزدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.37امروز دل درآمد بی دست و پا ، چو چرخ#38از بادهای لعل برفته ز سر خمار#39گفتم: « دلا چه بود که گستاخ می روی؟ »#40گفتا: « شراب داد مرا یار برنهارانتخابشده41امروز شیر گیرم، و بر شیر نر زنم#42زیرا که مست آمدم از سوی مرغزار#43در مرغزار چرخ که ثورست با اسد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 40 از «سیزدهم» است.سطر پیشینگفتم: « دلا چه بود که گستاخ می روی؟ »→سطر بعدیامروز شیر گیرم، و بر شیر نر زنم←